محمد بن حسين البيهقي
1065
تاريخ بيهقى ( فارسي )
( 4 ) - پسر كاكو : در اينجا مراد فرامرز بن محمد بن دشمنزيار بن كاكويه مكنى به ابى منصور و ملقب به ظهير الدين از امراى ديالمهء كاكويه كه از سال 433 تا 443 در كردستان و اصفهان حكومت مىكرد . . . ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 5 ) - بند : زنجيرى كه بر دست و پاى - گنهكاران نهاده مىشد ( 6 ) - استر : بفتح و سكون دوم و فتح سوم قاطر ( 7 ) - چون رفت : چگونه پيش آمد - پايان سخن مرد سكزى است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 8 ) - معنى جمله : سه قاصد از خفيهنويسان و خبررسانان ما كه نزد دشمنان بودند از راه رسيدند ( 9 ) - در يك وقت : قيد متعلق است به « در رسيد » معنى آنست كه هر سه پيك در يك زمان در رسيد ( 10 ) - ديوانبان : ضباط محافظ دستگاه ديوان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 874 شمارهء ( 9 ) ( 11 ) - معنى جمله : كارهاى بسيار شگفتى اين بار رخ داد ( 12 ) - معنى جمله : براى فرار آماده شده بودند ( 13 ) - به روى لشكر سلطان : به مقابلهء سپاه امير ( 14 ) - معنى چند جمله : نگران آن كه مردم ما ( لشكريان ما ) آنان ( تركمانان ) را وادار به بازگشت كنند و بر ايشان حمله برند و تركمانان بروند ( بگريزند ) ( 15 ) - بىفرمانى : نافرمانى ( 16 ) - بدين صعبى : با اين سختى ( 17 ) - مولازاده : مخدومزاده يا شايد بمعنى ملازاده باشد نگاه كنيد به صفحهء 245 شمارهء ( 13 ) ( 18 ) - افتاده : پيوسته و برخورده است ، ماضى نقلى بحذف « است » به قرينه ( 19 ) - فروداشته است : متوقف كرده و از حركت بازداشته است ( 20 ) - معنى دو جمله : گفته است كه اگر با پيشگوئى او تركمانان بفرمانروائى خراسان نرسيدند ، گردنش را بزنند ( 21 ) - مراد . . . برگشت : شايد : مراد حاصل شده و لشكر سلطان برگشته ( بصيغهء حال ) نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض - برگشته : به هزيمت رفته ( 22 ) - سه مقدم : سه سر كرده ( طغرل ، يبغو و داود ) ص 959 ( 1 ) - اميدهاى بزرگ كردند : نويدهاى بزرگ دادند ، فردوسى فرمايد : يكى بدره با هر يكى بار كرد * ببرگشتن اميد بسيار كرد ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 2 ) - غارتى : اموال غارتشده ، صفت نسبى جانشين موصوف ( 3 ) - صامت و ناطق : به كنايه مراد سيم و زر و برده و كنيز ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 282 شمارهء ( 13 ) ( 4 ) - دويت : بفتح اول و كسر دوم ممال دوات - دويت خانهء سلطانى : بايگانى اسناد سلطنتى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 203 شمارهء ( 2 ) ( 5 ) - عين الدولة : برادر بورى تگين پسر ايلگ ماضى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 889 ( 6 ) - مبشر : مژده رسان ، اسم فاعل از تبشير ، مصدر باب تفعيل ( 7 ) - از آن دربند : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : « دربند » شايد نوعى از خرگاه بوده است ، از آن دربند يعنى خرگاهى از نوع دربند و اللّه اعلم ( 8 ) - فرا : حرف اضافه